در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان اسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست همان لبخندي كه توان را از من مي ربود بر لبانت زينت بست. و به ارامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي. من خاموش به تو نگاه می كردم و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه اسمان بهاري يعني ابر باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني و اين جمله ،جمله اي بود بدتر از هر خواهش براي ماندن و تمنايي بود براي با او بودن.
در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان اسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست همان لبخندي كه توان را از من مي ربود بر لبانت زينت بست. و به ارامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي. من خاموش به تو نگاه می كردم و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه اسمان بهاري يعني ابر باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني و اين جمله ،جمله اي بود بدتر از هر خواهش براي ماندن و تمنايي بود براي با او بودن.
اولين نامه من... اولين نامه تو..... اولين برگ سفر نامه عشق من و توست. و در اين پندارم....كه اگر عشق سر آغاز وجودست.. كه هست...
آخرين نامه من.... آخرين نامه تو.... آخرين برگ وجود من و توست..
behzad_n0111
دوستت دارم nnnnnnnnnnn
__/ΓΠ\__. (""v"") '-O----O-'__. 'v'
این قلب منه !
اگر فکر می کنی به فکر تو نیست بزن
با همین ماشین لهش کن. ... ... ...
هه هه هه ! بنزین نداره !
گفتی ميروم ، باران كه ببارد بر ميگردم .
باور كردم حالا سالها از دوری ديدار و دستها در گذر باران هايی كه آمدند
تا دست خلوت های مرا به دور دست تو گره بزنند ميگذرد و تو نيامدی ...
حق داری ديگر روزگاراعتماد به باران وبابونه های خيالی گذشته است و
من حتی نگران نيامدنت هم نيستم حالا خوب می دانم هر بارانی كه
ببارد چشمانی منتظر دنبال دستهای تنهايی می گردند كه
صاحب شعرند و قرار است روزی به بهانه باران برگردند .
کسی که عشقشو دوست داره اینو
واسش بفرسته
یکی پرسید عاشقی چیست گفتم چون مثال هاشو میدونی :
زندگی اولش عشق و آخرش پشت دیوار آرزو مردن است .
علاقه مندی شدیدی که سابقا به تو ابراز کردم :
دروغ و بی احساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو !
روز به روز بیشتر میشود و هر چه تو را بیشتر بشناسم
به دور رویی تو بیشتر پی میبرم !
این احساس در قلب من جای میگیرد که بالاخره باید
از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم که
دوست تو باشم اگر چه عمر دوستی ما چون گلهای بهاری کوتاه بود ولی
بسیاری از اخلاق و صفات تو برای من روشن شد و مطمئن هستم.
اگر دوستی بین ما سر بگیرد تمام عمر
را در پیشیمانی خواهم گریست و اگر چه افسانه ی آشنایی ها پایانش جدایی از هم بود ولی :
خوشبخت خواهیم شد و حالا لازم است که بگویم :
این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش
من این نامه را از ته قلب مینویسم و چه ناراحت کننده است اگر
باز هم بخواهی در صدد دوستی با من باشی بنابراین از تو میخواهم
که جواب مرا ندهی.....................
عزیزم اگر میخواهی عشق واقعی من را نسبت به خودت بدونی
نامه را یک خط در میان بخوان.........................
عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بزار بچگی تا اخر زندگی اچین
واچین
تموم شد عمر
منم حروم شد
برای بسیار دیدن خود دیدن لازم است همیشه ساحل را از دید کسی بنگر که در حال غرق شدن است زمانی کودکی بیش نبودم به من اموختن دوست بدار اکنون که
دیوانه وار
دوست می دارم می گویند فراموش کن آه ه ه ه چقدر سخت است اندر دل گریستن و به زبان هیچ نیاوردن کاش میشد عشق را تفسیر کرد خواب چشمان تو را
تعبیر کرد
یه شعر عالی از یه دوست خوب که تازه پیداش کردم
گاهي اوقات از نردبان بالا مي روي تا دستان خدارا بگيري
غافل از اينكه خدا پايين ايستاده و نردبان را گرفته تا تو نيوفتي
از دوستم محسن كي دو از بيرجند
الوداع اي خاطره ها . ميرم از شهر شما
نمي خوام بهارو با غم فراوون
نمي خوام بيام نه پاييز نه زمستون
منو تنها گذاشت رو قلبم پا گذاشت
باديگري نشست غرورموشكست
چنان از زندگي سيرم كه روز مرگ خود رو جشن مي گيرم
بازم از محسن كي دو از بيرجند
عشق یعنی چه؟؟؟؟؟؟
ع ش ق علاقه شدید قلبی
شعر از:جلال از شیو خمه
شعراز:کامل از بابان ۸ تقدیم به تنها عشقه
زندگیم sh
چه کنم دسته خودم نیست
که یادت نکنم
خواستی گل نشوی
تا به تو دعا نکنم
نازنینم فاصله ی ما از کجا تا کجا بود
ما هر دو شکستیم
تو دله مرا
من غرورم را
هر دو بریدیم تو در عشق
من از نبودنت
هر دو فراموش کرده بودیم
تو راه و رسم عاشقی را
من هر کسی را جز تو
چه بی رحمانه بود آن لحظه ی شوم
که هر دو رفتیم
تو در قلبه دیگری
من عمق درد
گله ای ندارم از تو
میدانم نه من لایق تو بودم
نه تو لایق تنهایی
یادت هست چه عذابی کشیده بودیم
تو برای پیدا کردن بهانه ای برای جدایی
و من برای بر هم نزدن آرامشت
شعر از افشین
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچکس واقعاً
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد.
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است !
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم :
خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم
بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را افرید
اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم
گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم
چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد
زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم
زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است
عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد
بنام انکه اشک راآفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند
دوست دارم زير بارون گريه کنم مي دوني چرا؟ چون کسي اشکهامو نمي بينه حتي تو عزيزم
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود
سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند
عشق دو دستي تقديم نمي شود پس براي انکه به دستش بياري کوشش کن
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
عشق تنها ميکروبي است که از راه چشم سرايت مي کند
شمع سوزان توام اينگونه خامو شم نکن در کنارت نيستم اما فراموشم نکن
عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود
سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود
بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي
انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم
زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست
هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني
به چشمانت بياموز ؛که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،که هرگل ارزش چيدن نداردبه قلبت بياموز که هر کس کنج آن جايي ندارد
اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم
زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است
در غرور اشک من همیشه یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود
چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم
در این دنیا نکردم من کناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشد نگاه من گناهی مجازتم کن هر طور که خواهی
زندگی دو روز است یه روز با تو یه روز برعلیه تو ان روز که با توست مغرور نشو ان روزکه برعلیه توست نا امید نشو
می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
گاهي آرزو مي کنم...
کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را
بخورم!!!
کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي
ديدن يک لحظه
فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته
باشم!
کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
خود نگويم
" آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!"
نازنينـــــــــــــــــــم !
n
b
دیوانه وار دوستت دارم
کسانی که امروز تولد عشقشونه
تولدشون مبارک
تولدتون مبارک
چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس…
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز…
روز ميلاد…
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
تولد مبارک
******************************
بهترين آهنگ زندگي من تپش قلب توست
و قشنگ ترين روزم روز شکفتنت.
تولدت مبارک
******************************
هرسال وقتي…..(تاريخ تولد)……هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن از خودم مي پرسيدم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟…. و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
تولدت مبارک
******************************
زمين اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالي قلبم جايگاه يک گل باشد گل ياسمنم تولدت مبارک.
******************************
باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
. تولدت مبارک.
******************************
داره بارون مياد خوب که نگاه کردم.
.
.
.
هوا که ابري نبود…
.اون فرشته ها هستن که دارن گريه ميکنن……
آخه يکي ازشون کم شده
مهربون ترين تولدت مبارک
******************************
براي روز تولد تو ۱۰ شاخه گل ميخرم۹ شاخه گل طبيعي يک شاخه گل مصنوعي
و روي شاخه گل مصنوعي مينويسم تا پر پر شدن اين گل دوستت دارم
تولدت مبارک
******************************
تبريک دست خالي مرا با سخاوت بي حدت بپذير…
تولدت مبارک…
******************************
قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست با شکوه ترين روز دنيا تولد توست پس براي من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم
****************************** نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد.
امروز روز توست… تولدت مبارک.
******************************
جاي هيچکس را هيچکس ديگر نميتواند پر کند !
مهربانم :
تولدت مبارک
******************************
عزيزم به اندازه تمام کساني که نميشناسم دوستت دارم و سبدي از گلهاي ياس و پونه با يه
آسمون ستاره تقديم تو به خاطر تولد زيبايت.
******************************
خواستم برايت هديه بگيرم
گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زيباييم
برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ايستادگي ام
بيد گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که هميشه سر به زير دارم